شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

314

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

37 ، 16 - روايت مىكنند كه لقمان را حكمت دادند ، و مكنت و سامان دنيا نيز كرامت شد ، تا او همه را به راه خدا داد ، و عزلت اختيار كرد از دنيا و خوشىها و لذت‌هاى آن . در ميان رمله و بيت المقدس منزلى اختيار نمود و مخالطت و مجالست مردمان را ترك كرد تا آنكه به جوار رحمت ايزدى پيوست . بريزاد « 36 » خداى تعالى بر ما از بركات او و بركات علوم و حكمت‌هاى او . و مواعظى كه پسر خود « ثارا » را « 37 » كرده است اين است : 37 ، 17 - اى پسر من ، بر تست به صبر و يقين « 38 » و مجاهده با نفس ، به درستى كه در صبر و شكيبائى شرف است و شفقت و پرهيز از دنيا و چشم داشت ثواب آخرت . هرگاه كه صبر كنى از چيزهائى كه خداى تعالى حرام گردانيده است ، و منع فرموده ، و بپرهيزى از دنيا ، و مصيبت‌هاى آن را سهل و آسان انگارى ، و دوست‌تر از مرگ نزديك تو چيزى نباشد ، و تو مشتاق و منتظر آن باشى ؛ پس تراست شرف و بزرگى و قدر و منزلت . 37 ، 18 - اى پسر من ، بر تست به عمل نيكو و پرهيز از بدى ، به درستى كه خير بر طرف مىسازد شر را . 37 ، 19 - اى پسر من ، دروغ گفت آنكه گفت شر شر را بر طرف مىسازد ، اگر راست گفت آتشى بر پهلوى آتش افروخت ، پس ملاحظه كن كه آتش آتش را بر طرف مىسازد ، ليكن شر شر را « 39 » بر طرف نمىسازد مگر خير ، چنانچه بر طرف مىگرداند آتش آب را . 37 ، 20 - روايت مىكنند [ 85 - الف ] كه لقمان پسر خود را گفت : اى پسر خود « 40 » امر كن به معروف و آنچه خوب است ، و منع نماى از منكر و هر چه ناستوده است ، و صبر كن بر هر چه به تو رسد ، و به مصيبت‌ها

--> ( 36 ) - د : بريزاناد . ( 37 ) - اساس : و مواعظى كه پسر خود ماران را كرده . د : پسر خود ياران را كرده . ( 38 ) - نسخه‌ها : و تعيين . ( 39 ) - اساس : ليكن شر را . ( 40 ) - د : خود را .